X
تبلیغات
دانلود جدیدترین آهنگهای بندري،بندرعباس - ناگفته هاى زندگى ابراهيم منصفى،هنر منصفى پر از احساسات عميق انسانى بود
خاش هندي بندري Email : WwW.Mr.2020@YAHOO.COM
   

حسام الدين نقوى متولد سال 1332‌ در بندرعباس است درسال 1355‌ در رشته جامعه شناسى از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده است وبين سالهاى 58‌ تا 61‌ درساخت بيش از ده فيلم درمورد هرمزگان براى گروه فرهنگ و ادب شبكه دو با حسن بنى هاشمى همكارى نزديك داشته است. كمى دير وقت بود به همراه عبدالحسين رضوانى)عكاس( به خانه حسام الدين نقوى رفتيم. خيلى آرام وخوش رو به سوالات من پاسخ مى‌داد، خودم راميان خاطرات مردى مى‌ديدم كه سالها براى هنر و ادبيات استان تلاش كرده است، يداله شهرجو )‌شاعر( در دست نوشته اى، حسام الدين نقوى را اينگونه معرفى مى‌كند: دردانه و وارسته، انسان خطه جنوب و هرمزگان كه عمر خويش را بر سر اين  مهم نهاده است. بى گمان »حسام الدين نقوى« محقق، انديشمند و داراى روح جستجو گرى است  كه لحظه اى از تلاش بى وقفه خويش فروگذار نيست.                                               بهروز عباسى دشتى
آشنايى شما با ابراهيم منصفى برمى گردد به چه دوره اى از زندگى تان؟
-من از هفت سالگى درتاترى كه كارگردانش عموى من بود با ابراهيم آشنا شدم اونقش يك زن را بازى مى‌كرد بعد درسالهاى نوجوانى هم با عمو به سراغش مى‌رفتيم تازمانيكه دانشجو شدم و رابطه ما خيلى صميمى تر شده بودومن علاقمند ترانه هايش بودم البته ما يك دوست مشترك درآن دوران داشتيم حسن بنى هاشمى )كارگردان هرمزگانى(  كه منصفى در فيلم هايش بازى مى‌كردومن هم در موقع ساخت تعدادى از فيلم ها حضور داشتم. بعد از اين كه دانشگاه راتمام كردم از سربازى فرار كردم و منصفى سه ماه به من پناه داد ما باهم زندگى مى‌كرديم.
 چه سالى بود؟
- چندماه قبل از انقلاب 57‌ بود.بعداز انقلاب هم شروع كرديم به فعاليت درعرصه موسيقى كه‌ آقاى پاكدامن هم بودندوما تا سال هاى آخر عمر منصفى باهم بوديم وكار موسيقى مى‌كرديم.
 ساز گيتار را از منصفى ياد گرفتيد؟
-نه اين ساز رابه خاطرعلاقه اى كه به ابراهيم داشتم انتخاب كردم اما مدرس من آقاى پاكدامن بودند.
 درخصوص وكالت آثار هنرى ابراهيم منصفى كه گويا برعهده شما گذاشته شده است كمى توضيح دهيد؟
-اوهميشه در صحبت هايش مى‌گفت كه بعداز فوت من شما مى‌توانيد آثار را منتشر كنيد، هميشه نسخه اى از آثار را دراختيار دوستان نزديك مى‌گذاشت،يادداشت كتبى هم نوشته بودو وكالت آثار رابه ما داده  بود. آثار اوبه دوبخش ترانه هاى ضبط شده وشعر هايش تقسيم مى‌شود،معمولا شعرهايش را تحويل زنده ياد حسن كرمى مى‌دادوكارهاى موسيقى را تحويل من،خودش آدم سهل انگارى بودونظم نداشت بعداز فوت اش بيست نوار از آثارش داشتم كه بعضى ها را خودش  تنها خوانده بود وبقيه راباهم گروهى خوانده بوديم.
 نشر ماه ريز بعضى از اين ترانه هاى خوانده شده را منتشر كرد؟
-بله سال 84‌  تعدادى از همان ترانها توسط نشر ماه ريز منتشر شد البته ازاين نوارهاكه دراختيار من بود دوتا آلبوم هم در سوئد منتشر شد به اسم »ترانه هاى رنج « و»زندگى« من مستقيم دخالتى درانتخاب اين ترانه ها نداشتم به همين دليل در صدد هستم چند آلبوم ديگر هم با انتخاب خودم منتشر كنم هرچندكه كيفيت آثار پايين است.
 آلبوم منتشر شده در سوئد با اجازه شما بود؟آيا درآمدى كه از فروش به دست آمد دراختيار خانواده منصفى قرار گرفت؟
- بله خودم  آثار را دراختيار شان گذاشتم ، زحمت انتشار اين ترانه ها به گردن آقاى عقيلى و كانون هنر بودودرآمد حاصل ازآن هم در اختيار بنده قرارگرفت كه به خانواده منصفى رسانده شد، اين آلبوم ها سال هاى 76‌ تا 78‌  منتشرشد.
 چطوره كمى درمورد دنياى ادبيات منصفى گفتگو كنيم؟
- بله تابه حال چهاركتاب از اين شاعر منتشر شده  مجموعه شعر »مرواريد ساحل« كه سال 43‌ منتشر شده  كه كارهاى خام منصفى در دوره جوانى است. »رنج ترانه ها« و»گفته هاى ناگفته« مجموعه شعرهاى نو وكلاسيك اين شاعر كه توسط »حسن كرمى« گردآورى شد، رنج ترانه ها با سرمايه حسن بنى هاشمى منتشر شد و ديگر كتاب ها را خودم سرمايه گذارى كردم، بعدازفوت »حسن كرمى« كتابى كه منتشر كرديم »بوى سرودهاى رامى« بودكه كار بسيار سختى بودكه  نتيجه خوبى هم داشت و الان هم در شرف تجديد چاپ است.
 خيلى ازشعرهايش هم منتشر نشده تكليف اين آثار چيست؟
-خيلى از آثار در دسترس حسن كرمى نبودند كه ما گردآورى كرديم ،مدتى پيش رفتيم روستايى كه ابراهيم در آن زندگى مى‌كرده درآنجا بيش ازسى شعر جديد ازاين شاعر پيدا كرديم. درحال حاضر مجموعه شعرهاى منصفى با نام »زيباترين انتخاب شعورم، همه شعرهاى من« را آماده چاپ داريم اين كتاب چهارصد صفحه است، با چند نشر معتبردرتهران صحبت كردم اما استقبال نكردند به خاطر اوضاع بد كتاب وچاپ،بالاخره با نشر استاد به توافق رسيديم كه تا چند روزآينده قرارداد را امضا مى‌كنيم.
كتاب ديگرى كه آماده چاپ است در مورد زندگى ابراهيم است  كه از كودكى تا فوت اين هنرمند را بررسى مى‌كند، در اين كتاب چند روايت از زندگى اين شاعر هرمزگان ديده مى‌شودكه يكى ازآنها نوشته خود منصفى است به نام »شرح حال« و روايتى هم توسط من نوشته شده است. كتاب ديگرى هم هست كه درآن عكس هاى اين هنرمند به همراه شعرهايى كه براى او سروده شده اند البته در اين كتاب چند داستان كوتاه ومقاله هايى هم ديده مى‌شوندما اسم اين كتاب راگذاشته ايم »زخم هزار ترانه«و
 منصفى از بازيگران تئاتر وسينماى هرمزگان هم مى‌باشد دراين بخش از هنر چقدر جديت داشت؟
- اوكار جدى تاتر انجام نداده بود علاقمندبه نقش هاى كميك بود اما شناخت خوبى از ادبيات نمايشى مدرن جهان داشت. اما در سينما درسه فيلم سيد حسن بنى هاشمى بازى كرد، در فيلم نهنگ جايزه بهترين بازيگرى را از جشنواره فيلم هاى كوتاه استراليا گرفت،فيلم هاى ديگرش»كالنگ هايم را دوست  دارم« و »بركه خشك« بود.
 چقدر فقر منصفى را سهيم مى‌دانيد درمطرح نشدن دنياى شعرش در زمان خودش؟ چون كه دراين استان محافل حرفه اى ادبى برگزار نمى شده ومنصفى مجبور بوده در مسير تهران و بندرعباس در حركت باشد؟
- در آن دوره دنياى شاعران شهرستانى وقتى شكل مى‌گرفت كه به مركز سفر مى‌كردند، منصفى هم در زمان خودش آثار مرتبتش درنشريات معتبر همان زمان از جمله فردوسى و خوشه چاپ مى‌شد.
 نبود پشتكار و هدفمند بودن هنرمندان جنوب چقدر در عدم موفقيت شان سهم دارد؟
 مشكل اصلى هنرمندان ما غم نان است، هنرمندان مدت زيادى ازعمرشان را براى رفع مشكلات مالى زندگى شان صرف مى‌كنندهنر و ادبيات بخش جنبى زندگى شان است. به همين دليل نمى‌توانند رشد كنند ومطرح شوند.
 بى شك دنياى ترانه هاى منصفى توانسته مخاطبان بيشترى را داشته باشد شايد دليلش فضاى عاشقانه باشد اما من معتقدم بيشتر آثار هر چند كه رومانتيك است اما در آنها صداى درد جامعه و  محروميت هاى استان هم شنيده مى‌شود؟
 يكى از قوى ترين جنب هاى  هنرى ابراهيم ترانه هايش است، اين آثار از احساسات عميق انسانى برخوردار است اوشناخت زيادى داشت ازفرهنگ، مردم وخرد جمعى و خاطرات نهفته تاريخى ما، كه اين ها را به صورت خيلى نو بيان كرده است هرمزگان رامى شود در ترانه هايش لمس كرد.
 چقدر عشق دوران جوانى به دخترى به نام آميس )سيما( رادر خلق ترانه ها سهيم مى‌دانيد؟
 آميس وسارا انسان‌هاى واقعى وعشق هاى زمينى بودند كه بعد ازمدتى بيشتر جنبه سمبليك پيدا مى‌كنندهرچندكه جز خاطرات اين شاعر هستند.
 گاهى اوقات من فكر  مى‌كنم تمام اين احساسات متعلق به يك نفر نيست،منصفى فوق العاده كلمات  راكنار هم مى‌چيند؟
بله مخصوصا كارهايى كه به گويش بستكى ومينابى خوانده است بعضى ازدوستان بستكى مى‌گويند: ما تا به حال كسى را ندشتيم كه  با اين لحن وظرافت برايمان شعرى سروده باشد.
 چه مدت بستك بود؟
 ازسال 55‌ كه استخدام آموزش وپرورش شد تاسال 72 ‌ كه كنارش گذاشتند.
 چرا كنارش گذاشتند؟
 پايش شكست و مدت 5‌ ماه نتوانست به كلاس برود، هزينه درمانش هم زيادبودكه دوستانش آقايان دكتر ركنى وفرشيد فرهت او رابه شيراز بردند براى درمان و ... .
 گويا منصفى سفرى به اسپانيا داشتند؟ علاقمندبه مهاجرت بودند؟
 سال 59‌ باخواهرش  به اسپانيا رفت و قرار بود  ما هم به آنها بپيونديم اما نشد البته اين يك سفر تفريحى بود. بله منصفى دوست داشت كه مهاجرت كند اما شرايطش فراهم نبود ايشان چند بار به دبى رفتند براى كار كه بعداز مدتى برمى گشتند. درنوجوانى با دوستانش تصميم مى‌گيرد به دبى فرار كندكه خانواده ها متوجه مى‌شوند وآنهارا در بندرخمير مى‌گيرندوبه خانه برمى گردانند.
 ملودى هايى كه منصفى مى‌زند تحت تاثير موسيقى كجاست؟
 ده تا از ملودى ها برگرفته از موسيقى آمريكا لاتين وترانه هاى قديمى ايران است اما بقيه ساخت خودش است او به موسيقى كلاسيك اروپا وموسيقى هند علاقمند بود. اودر زمان مدرسه به گفتنه خودش ميز را دهل مى‌كرده و ترانه هاى »نصرك« )ترانه سراى قديمى هرمزگانى( را براى هم كلاسى هايش مى‌خوانده،  اين سوز وغمى كه در صداى اوست از پدر بزرگش به ارث برد.
پدر بزرگ ابراهيم نوحه خوان بود و شروندهم مى‌خواند كه اين موضوع درآثار ابراهيم هم خيلى تاثير گذاشته است.
 رابطه منصفى با شاعران مطرح زمان خودش چگونه بود؟
 درست است كه مى‌گويند شعر منصفى تاثير گرفته از شاملو است اما او رابطه بسيار خوبى با اخوان ثالث داشت وگه گاهى در كافه نادرى تهران همديگر را ملاقات مى‌كردند.
 در برنامه‌اى كه ماه پيش براى منصفى برگزار كرديد پيشنهاد تاسيس بنياد منصفى را داديد اين پيشنهاد در شرايط كنونى چقدر عملى است؟
 بعداز فوت ابراهيم خيلى تلاش كرديم اما هردفعه به در بسته خورديم.
 من فكر مى‌كنم دنياى هنر منصفى آنقدر گسترده باشدكه ما هم در استان حداقل جايزه اى به نام ابراهيم منصفى داشته باشيم مثل جايزه گلشيرى در داستان و يا گلستان در عكاسى؟
 بله همين طور است منصفى را چه قبول داشته باشيم چه نداشته باشيم جز تازيخ هنر و ادبيات ما است و جايگاه دارد پس مى‌توان چنين برنامه هايى را برايش درنظر گرفت.
 خانواده منصفى درحال حاضر كجا زندگى مى‌كنند؟
 همسرش به همراه دخترانش در روستاى ايلود بستك زندگى مى‌كنند پسرش بنيامين هم كه دركودكى فوت كردند، البته مادر ابراهيم مرتب به آنها سر مى‌زند.
 بعداز فوت منصفى دايره اطرافيان او به انزوا مى‌روند و نمى توانند با نسل بعد رابطه خوبى پيداكنند چرا؟
بعداز انقلاب ما تامدتها در بهت وحيرت بوديم جنگ شد وبعداز آن هم جايگاه يا فضاى خاصى براى فعاليت نبود ازسال 70‌ به اين طرف هم كه فضا كمى بازتر شده بودنسل جديد موج ادبيات پست مدرن رابه خودآوردند وشكافى بين اين دونسل به وجودآمد وكسى يا كسانى نبودندكه اين حلقه ها را به هم ربط بدهند هرچندكه حالا ديگر آن تب وتاب ها كمتر شده و هنرمندان در سنين مختلف به هم نزديكتر شده‌اند.
 به غير از زحماتى كه براى ادبيات مكتوب استان كشيده‌ايد همه مى‌دانندكه شما سال هاست ساز گيتار رامى نوازيد اما دراين چندسال اخير اجرايى درمكان عمومى ازشما نديده ايم؟
 من فقط به كارهاى ادبى علاقمندم از آنجاييكه مرحوم حسن كرمى هم وصيت كرده كه آثارش را من ارايه كنم وقتم را بيشتر براى كارهاى اين عزيزان مى‌گذارم. هرچند كه دوست دارم آثار ديگر هنرمندان هم نظم و ترتيبى به خودبگيرد ما بايد ادبيات مكتوب استان راغنى تر كنيم. يك كار مشترك باتعدادى از دوستان كه اميد است درآينده منتشر شودكه درخصوص شعر وادبيات استان است. درمورد موسيقى وساز گيتار هم خيلى شخصى ودر خلوت خودم كار مى‌ كنم وحرفه اى نيستم.
 يك سوال شخصى، شما سال 55‌ از دانشگاه تهران رشته جامعه شناسى فارغ  التحصيل مى‌شويد وقتى به بندرعباس آمديد شغلى  پيدا كرديد درخصوص رشته تحصيلى تان؟
 بله بيش از دوسال مسوول كارهاى پژوهشى جامع شناسى ومردم شناسى فيلم مستند »راه دور دريا« بودم ساخت دوست عزيزم حسن بنى هاشمى ، محورهاى پژوهش هم مهاجرت، كشاورزى، اقتصاد و ماهيگيرى بود.
 الان اين فيلم ها موجود است؟
 بله بعضى از قسمتهايش از صدا وسيما پخش شد خودم هم تعدادى از اين فيلم ها را دارم.
 در حال حاضر چه شغلى داريد آقاى نقوى؟
 مشاور املاك، سال ها پيش هم در اداره كشاورزى كار مى كردم.
 خيلى براى من جالبه كه شما درحال حاضر هم تحصيلات تكميلى خود را انجام مى‌دهيد  چى شد بعداز اين همه سال؟
 من خيلى به ادبيات علاقمندم چون كه همسرم و فرزندانم درحال حاضر دانشجو هستند من هم بيشتر علاقمند شدم ونخواستم كه عقب بمانم )باخنده.(
ازاين كه اين موقع شب مزاحم شديم مارا ببخشيد و ممنون از وقتى كه دراختيار ما گذاشتيد اگر حرف خاصى مانده بفرماييد؟
- من فكر مى‌كنم هنرمندان بايد به صورت تخصصى آثار منصفى را تحليل ونقد كنند منظور از نقد هم صرفا تعريف وتمجيد غيرواقعى  از ايشان نيست، شما هم خسته نباشيد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/23ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط نایبند بندرعباس  |